كارهاي تازه از ترنم +عكس
سلام به همه دوستاي خوب وبلاگيمون
ترنمم ميخوام از كارهاي تازه ات برات بنويسم ، جوجه مهربون.
ما همچنان در مسافرت بسر ميبريم
و خيلي هم داره خوش ميگذره خدا رو شكر، ترنم من ، اين روزها ياد گرفتي نماز بخوني ،بابا جون ،مامان جون،و حتي پدر جون رو چندين بار گفتي البته گذرا بعد چند باري تكرار ميكني ولي هر وقت خودت دلت بخوات
.چند بار به بابا جون گفتي مامان جون
.تازگي متوجه شديم كه ني ني كوچولوي ما خيلي با ادب تشريف دارن و و قتي مي خواي به وسائل هر كسي دست بزني.اول اجازه ميگيري و تا وقتي كه مي گيم دست نزن امكان نداره دست بزني البته نق ميزني تا اينكه بگيم اشكالي نداره مي توني دست بزني. چند روزه پيش پدر جون به شما چاي تعارف ميكردن ولي بابايي از دور ميگفتن كه ترنم جان نخور بابا بد، شما هم همش لبت رو تا نزديك فنجون مي آوردي و بابايي رو نگاه مي كردي كه اجازه ميدن يا نه ولي تا بابايي نگفتن كه بخور شما لب نزدي اتفاقا مهمون هم داشتيم همه كلي تعجب كرده بودن و ميخنديدن. خلاصه كه اين روزها خيلي بزرگ تر شدي حس ميكنم انگار يكسال در چند روز بزرگتر شدي عشقم،ماشاالله ماماني.
راستي اين رو بگم كه عاشق اينم كه نااميد نميشي و همه اش در حال تلاش هستي مثلا وقتي يك ناهمواري يا بلندي رو ميبيني و حتي زمين ميخوري بلند ميشي و بارها اون كار رو تكرار ميكني حتي اگر باز هم زمين بخوري ، بيخيال نميشي تا اينكه كاملا ياد بگيري ، مطمئنم كه در آينده هم همين خصلتت رو حفظ ميكني .
و اينكه حسابي هم دختر مهربون و خوش اخلاقي هستي و همه اش در حال خنديدني و از همه دل ميبري.
ترنم در حال پياز خوردن

همچنان در حال پياز خوردن با چشمان اشك آلود ولي باز هم حاضر نيست پياز رو كنار بگذاره.

در ويلاي اوشون

پنج دقيقه غافل شدم ترنم خانم براي اولين بار روي زمين خوابش برد

در حال سرسره بازي

ترنم در حال نماز خواندن(مامان فدات بشه)




كارهاي تازه از ترنم +عكس
